تبليغاتX
Lilypie Premature Baby tickers یاسمن دخترک دلبند ما

یاسمن دخترک دلبند ما
تقدیم به همسر عزیزم
سلام من هستم ولی نیستم چند وقتی هست که اینترنت شرکت رو قطع کردن و همه هاج و واج مثل دیوونه ها فقط درو دیوار رو نگاه می کنیم مثل کسی که سالهاست چیزی رو گم کرده و هنوز دنبالش می گرده خلاصه که هوا بس ناجوانمردانه سرد است !!!!!!!!!!

بچه ها هم خوبن دومی رفته تو ۵ ماه و اولی هم مشغول کسب استقلال و یکته تازی است دیگه دخترکم فقط ۴ ماه وقت داره که این همه جولون بده باید کم کم بهش عادت بدم که قراره مامانش نصف بشه !!!!

حرف زیاده و وقت کم و  حوصله اصلا !!!

پس تا بعد دعا کنید زودتر روبه راه بشه همه چی ...

[ چهارشنبه 20 اردیبهشت1391 ] [ 11:14 قبل از ظهر ] [ نسترن ]
سلام

لیمو شیرین قشنگم قرار شده که ۱۹ مهر ۹۱ به دنیا بیاد ... درست مثل یاسی مهری باشه فقط با اختلاف سه سال ... هنوز اسم قطعی انتخاب نکردم ... ولی چند تا کاندید دارم که بالاخره یکیشون رو روی عشقم می ذارم بهترینشون رو ...

یاسی و هستی

یاسمن و ساحل

یاسی و نیکی

یاسمن و نیوشا

یاسی و یکتا

یاسی و نوژا

یاسی و هانی

نظرات مثبتون رو می پذیرم !!!!!

[ سه شنبه 29 فروردین1391 ] [ 11:30 قبل از ظهر ] [ نسترن ]

سلام ... اميدوارم از بارون لذت برده باشيد ... شاد باشيد ...

جوجه هام دارن كم كم بزرگ مي شن ...اولين جوجم  ... عشق زندگيم ! كم كم داره مي شه ۲ سال و ۷ ماه يعني دو سال و هفت ماهه داريم از بوي وجودش تازه مي شيم ... دومين عشق كوچولوي نمكيم هم شده ۱۴ هفته و ۵ روز ...جنين معلق توي وجودم كه تازه شده اندازه يه ليموي شيرين !!!

روزها دارن تند تند سپري مي شن ... شبا روز مي شن و روزا شب ... و زندگي ادامه دارد به همين راحتي به همين بي مزگي به همين  سرعت در حاليكه هنوز باورش برام سخته ... هنوز هم عكسم رو  توي شيشه پنجره كنار ماشين پشت سر مامان و بابا همون بچه كوچيك ۶ - ۷ ساله تجسم مي كنم و فكر مي كنم چقدرررر زود مي گذره ... من كجا اينجا كجا اين همه ادم غريبه دور و برم كجا!!!! كجاست بچگي و بي خيالي و تكيه به پشت محكم پدر و مادر ...!!!

ياسي الان مهد كودك هست و در به در دنبال يه پرستارم مي دونم كه پيدا مي كنم مي دونم كه خوب مي گذره تا الان هم خوب گذشته ... همه چي خوب بوده... مهدي رو دوست دارم و همه چي با مهدي خوب پيش مي ره ....

خيلي وقته مي خوام عكساي عيد رو بيارم ولي لنگ دو تا باطري دوربينم و همش يادم مي ره شارژشون كنم كه بتونم بريزم توي كامپيوتر ولي قول مي دم فردا دست پر بيام ...

براي شام پيشنهاد بدين... شب شام چي دارين؟

فعلا باي

[ دوشنبه 28 فروردین1391 ] [ 11:19 قبل از ظهر ] [ نسترن ]
سلام جوجوي مامان سلام دختر خوشگل مامان سلام عسل مامان سلام عشق مامان سلام فرشته معصوم مامان سلام تازه وارد مامان سلام عزيز مامان

امروز رفتم سونوگرافي بهم گفتن تو هم مثل ياسي دختري يه دختر ناز و سالم و خوشگل مثل خواهرت

اميداوارم عاقبت بخير و سالم به دنيا بياي اميدوارم هميشه با هم مثل دو تا پشت محكم كنار هم باشيد و هميشه شاد و سالم كنار هم خوش باشيد

عشق هاي مامان فرشته هاي مامان من هر دو تاتون رو دوست دارم شما رو در كنار باباي خوبتون هميشه مي خوام ....  قربون اون قلب گنجشكيت برم كه تند تند مي زد ماماني عاشقتم ... هم من هم بابات .

خاله نازیلا کلی از اینکه دختر بودی استقبال کرد ... کلی هیجان زده شد و به من یه عالمه انرژی مثبت داد ... هر چی باشه خواهر دوقلوی خودمه ... بوس 

[ سه شنبه 15 فروردین1391 ] [ 3:24 بعد از ظهر ] [ نسترن ]

سلام

این سوال انشاء فرمالیه که یادتون هست ؟ معمولا بعد از تعطیلات   موضوع انشاء بود ... امروز سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۱ ساعت ۹:۳۱ صبح و من با نوزاد ۱۲ هفته و ۶ روزم سره کارم و مشغول جمع آوری این ذهن آشفته برای نگارش این انشاء ناتمام ....

هفته اول که چه عرض کنم از تاریخ فکر کنم ۲۶/۱۲/۹۰ جمعه بود که صبح رفتیم به سمت شمال و سال تحویل در کنار خانواده ... همه چی خوب بود مخصوصا که عمو فرهاد هم از آلمان اومده بود و هر شب مهمونی بازی بود و عشق و حال و استراحت ....

بعد از نمی دونم چند روز اومدم تهران و بعد از دو روز رفتیم ساوه و ۱۳ به در هم در جمع پدر و مادر و خواهرهای آقای شوهر در به در شد و من موندم یه عالمه خستگی و برگشتن به تهران و یه عالمه لباس کثیف و کلی کار عقب افتاده و روز از نو و روزی از نو ... و به دین سان زندگی ادامه دارد ...

با همه این اوصاف همه چی خوب بود و غمی نبود جز دوری اون و دلتنگی من ... امیدوارم به شما هم خوش گذشته باشه و سال خوبی در انتظار داشته باشید سالی پر از شادی و سلامتی و خبرهای خوب و تغییر های سازنده و هیجان های کاذب و مسافرت های خارج از کشور و خلاصه هر آنچه که می خواهید و باب میلتان هست که امیدوارم همه این آرزوها برای من و خانواده محترم هم محقق شود که شاید که روزنه ای شود برای شروع دوباره و تغییرات تازه ...

اگه دوست دارید وقت دارید حال دارید برام بنویسید کجا رفتید حوصلم سر نمی ره می خونم قول می دم ... ضمن اینکه اگه یه جایی که رفتین که خیلی خوش گذشت رو حتما بگید ...

من محلات هم رفتم آب گرم اصلا خوب نبود (گفتم از خودم بگم که خجالت نکشید...)

فعلا بای

[ سه شنبه 15 فروردین1391 ] [ 9:52 قبل از ظهر ] [ نسترن ]
درباره وبلاگ

سلام من نسترن هستم 28 سالمه يعني متولد 26/2/60 سال 1382 با همسر عزيزم آشنا شدم و سال 83 عقد كرديم الان هم دقيقا 17 هفته و دو روز است كه يه ني ني خوشگل تو راه دارم كه هنوز نمي دونم جنسيتش چيه تصميم دارم اين وبلاگ رو به اون اختصاص بدم و بهش بگم كه چقدر من و بابایش دوسش داريم و براي اومدنش لحظه شماري مي كنيم.1/2/88

وان يکادالذين کفروا ليزلقونک بابصارهم لما سمعوا الذکر و يقولون انه لمجنون و ماهوالا ذکر للعالمين



دختركم 7 مهر 88 ساعت 8 صبح در بيمارستان مدائن تهران با وزن 3كيلو و 900 گرم با چشماي آبيش و صورت سفيد و قشنگش به دنيا اومد ... دختري كه به خاطر وجود نازنينش روزي 1000 بار خدا رو شكر مي كنم دختري كه عشق و اميد و نور رو به خونمون هديه كرد دختري به سفيدي ياس و پاكي عشق! به اسم ياسمن

و اما این بار در اواخر 30 سالگی و آستانه 31 سالگی همزمان با بهار 91 در اوج ناباوری دوباره باور کردم که مادر شدم ... و اما این بار محکم تر و مطمئن تر از قبل عاشقانه در کنار بچه های نازنینم ایستاده ام ... استوار چون کوه ...!
امکانات وب

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

آمار سایت

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس